من اگر نيكم اگر بد،تو برو خود را باش كه گناه دگري بر تو نخواهند نوشت!
از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند
تا کاج جشنهای زمستانی‌ات کنند

پوشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهای تار»
تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند

یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند

ای گل گمان مکن به شب جشن می‌روی
شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه‌ای است که قربانی‌ات کنند

(بدترين نوع درد و دل اينه كه وقتي يه نفر داره واست غصه هاش رو ميشماره و از ناراحتيش ميگه

تو هم جو بگيرتت و تمام مشكلات زندگيت رو تعريف كني كه به اون دلداري بدي!)


http://www.loo3.com/loo3/409/love%20picture%20(11).jpg

پ.ن1:به نظرم شعر خیلی قشنگی گفته جناب آقای "فاضل نظری"....

پ.ن2:واقعا "از نقطه ای بترس که شیطانی ات کند"....(برای خودم گفتم).

پ.ن3:خدایا هیچوقت ما رو به حال خودمون رها مکن

پ.ن۴:خدایا چرا یه بارون نمیاد؟؟؟؟!!!!دلم واسه بارون یه ذره شده....خدایا بارون می خواااااااااااااااااااااااااام...

پ.ن۵:من خدا رو قبول دارم، خدا هم منو قبول داره؟

پ.ن۶: چقدر سخته دلیل بعضی کارها رو ندونی و فرصت فهمیدنش رو هم هیچ وقت پیدا نکنی!

پ.ن حافظ: مرا مي بيني و هر دم زيارت مي كني دردم / تو را مي بينم و ميلم زيادت مي شود هر دم...

پ.ن۷:فردا یه امتحان مهم دارم دعا کنید.۲ ساعت پیش رفتم جزوه دوستمو بگیرم پلیس نگهم داشت به خاطر کمربند!چه قدر سخته یکی از اون پلیس ها اشنات باشه و به رو خودش نیاره و پادر میونی نکنه!ادم دلش میخواد همونجا ۲ ساعت فقط زل بزنه تو چشاش تا از رو بره.البته با تلاش فراووون خودم ۴ تومن جریمه شدم


 
+ نوشته شده در  شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 19:31  توسط فرشته مسعودیان  |